صفحه اصلی
کتاب های نشر مخاطب
نمایندگی ها
نمایندگی های پخش
نمایندگی های فروش
درباره ما
تماس با ما
صفحه اصلی
کتاب های نشر مخاطب
نمایندگی ها
نمایندگی های پخش
نمایندگی های فروش
درباره ما
تماس با ما
کتاب های نشر مخاطب - کتاب های تخصصی حقوق و علوم سیاسی
Home
-
کتاب های نشر مخاطب
-
تالیف
-
جزئیات کتاب
جستجوی پیشرفته
عنوان
<انتخاب گروه>
ترجمه
تالیف
مولف:
مترجم:
روش پژوهش آسان در علوم انساني
نوع: تالیف
مولف: سيدرضا موسوينيا
ناشر:
نشر مخاطب
تعداد صفحات:
212
سال انتشار:
1396
قیمت: 15000 تومان
تماس
تاریخ ایجاد: 1396/05/02
آخرین ویرایش: 1396/05/02
بازدید: 6771
معرفی کتاب
معرفی کتاب روش پژوهش آسان در علوم انساني
سخني از مؤلف نوشتن سختتر از گفتن است و در جوامعي كه فرهنگ شفاهي، آن هم از نوع تکگويي و مونولوگ، قويتر و رايجتر از فرهنگ مكتوب است، نوشتن سختتر هم ميشود. در نظام آموزش و پرورش ايران، زنگ انشاء و زنگ تفريح، تقريباً معادل هم تلقي ميشوند. دغدغه اصلي دانشآموزان به خصوص در دوره دبيرستان، حفظ کردن (و نه فهميدن) حجم زيادي از مطالب، سرعت در جزوه نويسي و قدرت بالاي تستزدن است. كمتر معلمي در دوره دانشآموزي به ما آموخت كه صفحاتي از كتابي را بخوانيم، كتاب را ببنديم، آنچه را كه خوانديم در ذهن خود تجزيه و تحليل كنيم و سپس يافتههايمان را در يك صفحه به صورت خلاصه بنويسيم. كمتر آموختهايم مطالبي كه ميشنويم، با مفاهيم ذهني و قلم خود، روي كاغذ بياوريم. خطابهگويي را بيش از نگارش آموختهايم. دوست داريم بيشتر صحبت كنيم تا اينكه انديشههايمان را روي كاغذ بياوريم. اين فرهنگ از مدارس به دانشگاهها نيز تسري پيدا كرده است. دانشجويان تازه وارد در دانشگاه تمايل به جزوهنويسي و حفظ كردن انبوهي از مطالب دارند و ترجيح ميدهند با تحويل دادن همان محفوظات و نگارش عيني جملات كتاب و استاد، نمره قبولي دريافت كنند. آنها ترجيح ميدهند در كلاس، به طور شفاهي كنفرانسي ارائه دهند تا اينكه مسئلهاي را در چند صفحه تحليل و تبيين نمايند. نتيجه اين وضعيت اين است كه عموم دانشجويان در رشتههاي علوم انساني با انبوهي از محفوظات ذهني فارغالتحصيل ميشوند اما از نوشتن گريزان هستند. اين در حالي است كه مزيت و هنر اصلي فارغالتحصيلان رشتههاي علوم انساني، قدرت تحليل، تبيين و تفسير پديدههاي اجتماعي است كه بايد به صورت مكتوب ارائه بدهند. شناسنامه کارشناس علوم انساني، آثار مکتوب اوست. اهميت درس روشپژوهش براي دانشجويان رشتههاي مختلف علوم انساني در همين اصل است. اين درس در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد به دانشجويان ميآموزد كه چگونه روشمند بيانديشند و روشمند بنويسند. موفقيت و نمود دانشجويان علوم انساني در همه درسهايي كه در دانشگاه ميآموزند، در گرو يادگيري درس روش پژوهش است. ضعف دانشجويان در بسياري از درسها، نمود کمتري در درسهاي ديگر دارد. در اين وضعيت دانشجويان شايد بتوانند با تقويت درسهاي ديگر، ضعف خود را جبران كنند اما ضعف دانشجو در روش پژوهش، در همه درسها و به خصوص در ارائه پاياننامه تحصيلي به وضوح خود را نشان ميدهد. بنابراين روش پژوهش براي دانشجويان رشتههاي علوم انساني درسي بنيادين است و دانشجويان بايد توجه و اهتمام ويژهاي نسبت به اين درس داشته باشند. آنها بايد قلم دست بگيرند و شروع به نوشتن کنند. به طور حتم نوشتههاي آغازين آنها مملو از اشتباهات گوناگون خواهد بود اما براي خوب نوشتن هيچ راهي جز غلط نوشتن در آغاز وجود ندارد. درست نوشتن و خوب نوشتن صبوري فراوان ميطلبد و من و شما بايد اين صبوري را در خود ايجاد کنيم تا به تدريج خوب، درست و روشمند بنويسيم. صبوري و ممارست در نوشتن مانند صبوري باغبان است كه با صبر و حوصله چندين سال براي باغ خود زحمت ميكشد تا بالاخره محصولي خوب به طور دائمي برداشت نمايد. در اين کتاب پس از بررسي انبوه كتابهاي روشپژوهش كه در رشتههاي مختلف علوم انساني نگارش شده است و نيز تجربياتي كه از تدريس روش پژوهش در دانشگاه علامهطباطبايي به دست آوردهام، سعي كردهام با قلمي ساده، روان و به صورت کاربردي، درس روش پژوهش را براي دانشجويان علوم انساني بنويسم. رشتههاي مختلف علوم انساني در مباني و اصول بنيادين روش پژوهش با يکديگر مشترک هستند، اما به لحاظ تکنيکهاي روشي، تفاوتهايي با يکديگر دارند. از اين رو در نگارش مطالب کتاب به گونهاي عمل کردم که براي همه دانشجويان رشتههاي علوم انساني مفيد باشد. در اين کتاب تلاش شده است تا مباني نظري و اصولي در روششناسي به بياني ساده ارائه شود و از آن مهمتر ارتباط ميان مباني نظري روششناسي با مباحث تكنيكي در روش تحقيق برقرار گردد. در بيان مثالها نيز سعي شده از مباحث رشتههاي مختلف استفاده شود. اين كتاب بويژه براي دانشجويان رشتههاي علوم سياسي، روابط بينالملل، مطالعات منطقهاي، تاريخ، علوم اجتماعي، جامعهشناسي سياسي، جامعهشناسي و علوم ارتباطات مفيد خواهد بود. دانشجويان و پژوهشگران در اين رشتهها با خواندن اين كتاب ميتوانند ارتباط ميان مباني نظري و تكنيكهاي روش تحقيق را به خوبي بياموزند و مهمتر آنكه مباني نظري و تکنيکهاي پژوهش را گام به گام در پژوهش خود به كار ببندند. نتيجه اين پژوهش متني روشمند و منظم خواهد بود. حمد و سپاس، اول و آخر مخصوص خداوند متعال است که قلم به دست ما داد و به ما آموخت آنچه نميدانستيم و ميآموزاند آنچه نميدانيم. ضروري ميدانم، خارج از تعارفات مرسوم، عميقأ از اساتيد بزرگوارم آقايان دكتر محمود سريعالقلم، دكتر محمدرضا تاجيك و دكتر حسين سليمي كه در طول دوران تحصيل دانشگاهي به من روش تحقيق آموختند، تشكر و قدرداني نمايم. از دانشجوياني كه با حضور فعال خود در كلاسهاي درس روش تحقيق در دانشگاه علامهطباطبايي، انگيزه نگارش اين كتاب را در من بوجود آوردند، تشكر ميكنم. از مديران انتشارات مخاطب نيز كه اين كتاب را منتشر كردند، سپاسگزارم. سيدرضا موسوينيا دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه علامهطباطبايي فروردين 1396 پيشگفتار واقعيتگريزي و تخيلانديشي از نتايج رايج بودن فرهنگ شفاهي و مهجور بودن فرهنگ مكتوب در جوامع است. اين آفت از سطوح زيرين جامعه تكوين و در لايههاي نخبگي نيز نفوذ پيدا ميكند. يكي از مهمترين دلائل اين آسيب اجتماعي، جايگاه تنزليافته علوم انساني در جامعه ايراني است. علوم انساني در جامعه ايراني، جايگاه درجه دومي دارد و نسبت به علوم پزشكي و مهندسي، به مثابه شهروند درجه دو محسوب ميشود. دانشآموزاني که در درسهاي مانند رياضيات، شيمي و فيزيك ضعيف هستند، ناگزير وارد رشتههاي علوم انساني ميشوند. کمتر دانشآموز ممتازي را سراغ داريم که چشم بر روي رشتههاي مهندسي و پزشکي ببندد و با اشتياق و علاقه، رشتههايي از قبيل جامعهشناسي، سياست و روانشناسي را انتخاب نمايد. نتيجه جايگاه تنزليافته علوم انساني در ايران، افت کيفي علوم انساني، عدم توليد دانش بومي و وابستگي به متون ترجمه شده در رشتههاي مختلف علوم انساني است. وقتي علوم انساني جايگاه واقعي خود را در پيشبرد جامعه پيدا نکند، نخبگان علوم انساني نيز جايگاه واقعي خود را نخواهند يافت. از آنجا كه شالوده علوم انساني در ايران متأثر از علوم غربي است، نخبگان رشتههاي علوم انساني نيز عالمان غربزده و غيركارآمد براي مسائل ايران تلقي ميشوند. بيترديد علوم انساني در ايران بايد از مصرفگرايي به توليد دانش سير نمايد اما بايد بپذيريم كه حركت به سوي بومي كردن علوم انساني در ايران و تحقق اهداف عالي علمي در ايران، در گرو منزلت دادن به علوم انساني و نخبگان علوم انساني، آزادانديشي و به خصوص تقويت فرهنگ مكتوب در جامعه است. نوشتن ذهن را منظم و شخصيت انسان را متعادل ميکند. انسان با نوشتن ميتواند انديشههاي خود را ارزيابي و اصلاح کند. براي نگارش بايد ذهن را آرام و منظم کرد و اين نظم ذهني کمک ميکند تا تناقضانديشي را کاهش دهيم و منطقي بيانديشيم. هر چقدر بيشتر بنويسيم، منطق در گفتار را نيز بيشتر رعايت خواهيم کرد. بر اثر نوشتن عادت ذهني در ما شکل ميگيريد که هر چيزي را نگوييم و با استدلال سخن بگوييم. به اين ترتيب نوشتن شخصيت انسان را نيز متحول خواهد کرد. دانشجويان علوم انساني بايد به نوشتن اصالت دهند و هنر خوب نوشتن را دغدغه اصلي خود در دوران تحصيل قرار دهند. خوب نوشتن نيازمند اشراف بر اطلاعات، طبقهبندي اطلاعات، قدرت تلخيص، افزايش قدرت تحليل، ذهنيت نظري و از همه مهمتر روشمند انديشيدن است. ذهن روشمند، ذهن منظم و خلاقي است كه اسير انبوهي از اطلاعات يا دادههاي خام نميشود، اطلاعات را در ذهن خود طبقهبندي ميكند، ترتيب را در انديشيدن رعايت ميكند و مانند يك كارخانه قالبريزي، انبوهي از اطلاعات را با قالبهاي نظري و هدفمند در جاي خود ميچيند و به نگارش درميآورد. درس روش پژوهش، منظم انديشيدن، چينش اطلاعات، تحليل اطلاعات و هدفمند نوشتن را به دانشجويان علوم انساني آموزش ميدهد. از اين منظر مهمترين درس در ميان دروس هر رشته علوم انساني، درس روش پژوهش است. هنر يك عالم علوم انساني در اين است که ايدههاي خود بنويسد و درس روش پژوهش به او ميآموزاند تا ايدههاي خود را به شكلي درست، كامل، هدفمند و جذاب به خواننده ارائه كند. گاه اطلاعات عادي را با نگارش روشمند ميتوان بسيار جذاب نمود و گاه اطلاعات جذاب با نگارشي نامنظم کم اهميت جلوه ميكند. تفاوت نوشتهاي كه در مقالات علميپژوهي منتشر ميشود و يادداشتهايي كه در سايتهاي غيرمعتبر اينترنتي منتشر ميشود، به دادهها و اطلاعات مطرح شده در آنها مربوط نيست. چه بسا هر دو نوشته از اطلاعات مشابهي استفاده کردهاند. آنچه يك نوشته را در منزلت يك مقاله علمي ممتاز قرار ميدهد، ساخت نظري و روشمند آن است. در اين كتاب سعي شده است تا خوانندگان بويژه پژوهشگران و دانشجويان، پيشدرآمدي بر روششناسي و روشپژوهش و ارتباط اين دو با يكديگر را با بياني ساده و روان بياموزند. روششناسي به مباحث نظري ناظر بر متدولوژي ميپردازد و روشپژوهش ناظر بر تکنيکهاي پژوهش و طرح پژوهشي (پروپوزال) است. فصول طراحي شده در کتاب کاملأ مرتبط با يکديگر است. از اين رو به دانشجويان و پژوهشگران توصيه ميشود کتاب را از ابتداء آن مطالعه نمايند. فصل اول كتاب به ماهيت نظري در روششناسي ميپردازد. اين فصل پيشنگارشي براي پژوهش محسوب ميشود و در آن مباني پارادايميك دو رويكرد و يا نحله علمي- تجربي و كيفي- تفسيري توضيح داده ميشود. اين دو نحله، رايجترين طبقهبندي اوليه روشپژوهش در علوم انساني را تشکيل ميدهند. برخي از نويسندگان رويکرد انتقادي و يا رويکرد ترکيبي کمي/ کيفي را نيز به عنوان روش سوم و چهارم در روششناسي معرفي ميکنند. نويسنده کتاب اما معتقد است رويکرد انتقادي و رويکرد التقاطي (مشهور به ترکيبي) در ذيل دو نحله اصلي علمي- تجربي و کيفي- تفسيري مطرح ميشوند و به لحاظ نظري از اين دو روش تغذيه ميکنند. در اين مورد بيشتر خواهيم گفت. فهم مباني پارادايميک روش علمي- تجربي و کيفي- تفسيري گام نخست در يادگيري روششناسي است. پژوهشگر پس از آنکه در ذهن خود به مسئلهاي ميرسد و تصميم ميگيرد که مسئله خود را با پژوهش حل نمايد، آنگاه متناسب با مسئله خود، از ميان دو رويکرد علمي-تجربي و کيفي- تفسيري دست به انتخاب ميزند. فصل دوم به اهداف، راهبردها و گونههاي پژوهش ميپردازد. اين فصل نيز پيشنگارش و گامهاي دوم، سوم و چهارم پژوهشگر در روش پژوهش را تشكيل ميدهد. اين گامها كاملأ با گام اول پژوهشگر مرتبط هستند. در گام اول هر كدام از رويكردها و نحلههاي علمي- تجربي و کيفي- تفسيري که انتخاب شدند، آنگاه اهداف، راهبرد و گونه تحقيق، مرتبط با آن نحله انتخاب ميشوند. اهداف توضيحي، توصيفي، تبييني، پيشبيني، تجويري، برآورد و ارزيابي، اكتشافي، تفسيري، قرائت و آيندهپژوهي؛ راهبردهاي استقراعي، قياسي، علتيابي و استفهامي؛ گونههاي پژوهشي بنيادي، کاربردي، مقايسهاي، تطبيقي، ايستاسنجي و مطالعه روند با ذکر مثال از رشتههاي مختلف تحصيلي در اين فصل توضيح داده خواهند شد. فصل سوم نيز مانند فصل اول و دوم پيشنگارش تحقيق محسوب ميشود. اين فصل به روش التقاطي و يا اختلاطي علمي- تفسيري ميپردازد. در اين فصل پس از توضيح روشهاي کمي و کيفي و نشان دادن وجوه افتراق آنها با يکديگر، به اين سؤال ميپردازيم كه آيا امكان تركيب روشهاي كمي با كيفي وجود دارد؟ چگونه ميتوان از ويژگيهاي كاربردي روش علمي- تجربي و كيفي- تفسيري در قالب رويکردي سوم در روششناسي بهره برد اما در عين حال اسير تعارضات معرفشناسي آنها نشد؟ در اين فصل ضمن تفكيك ميان اطلاعات كمي و كيفي با تحليل كمي و كيفي، استدلال ميكنيم كه امكان تركيب اطلاعات كمي و كيفي وجود دارد اما امكان تركيب تحليل كمي با كيفي و يا تركيب رويكرد علمي- تجربي و كيفي- تفسيري وجود ندارد. آنچه ميتوان انجام داد، التقاط و يا اختلاط تحليل كمي و كيفي است. روش انجام اين اختلاط در اين فصل بيان ميشود. فصل چهارم کتاب آغاز نگارش است و به طرح پژوهش يا نگارش پروپوزال پژوهش ميپردازد. در اين فصل دانشجو يا پژوهشگر قلم دست ميگيرد و طرح كلان پژوهش خود را با بيان مسئله، انتخاب عنوان، سؤالات اصلي و فرعي، فرضيه (در صورت لزوم)، مفروضات، متغيرها، شاخصهها و... به نگارش در ميآورد. در اين فصل با بيان مثالهاي متعدد از رشتههاي مختلف، شيوه طراحي درست سؤال و نگارش فرضيه، تعيين متغيرها و...را توضيح ميدهيم. همچنين نشان ميدهيم چگونه ميتوان با مفهومسازي، متغيرها يا شاخصههاي انتزاعي را به صورت انضمامي مفهومسازي كنيم. فصل پنجم به طرح پژوهش در پژوهشهاي كيفي- تفسيري اختصاص دارد. در اين فصل تكنيكهاي كيفي از قبيل تحليل محتوي كمي، تحليل محتوي كيفي، مدلهاي آيندهپژوهي ( شامل برآورد، وجوه عدم قطعيت ممکن، وجوه عدم قطعيت محتمل، لوزي تصميمگيري، مدل دلفي) و تعميق در گروههاي اجتماعي با بيان مثال توضيح داده ميشوند. فصل ششم به شيوههاي جمعآوري و توليد اطلاعات كمي و كيفي ميپردازد. مفهوم محوري اين فصل «پيمايش در علوم انساني» است. بسياري از پژوهشگران، روش پژوهش را شيوه جمعآوري اطلاعات و ساختارمندکردن اطلاعات تعريف ميکنند. در اين فصل ميآموزيم چگونه در حوزه مطالعاتي خود اطلاعات توليد کنيم، چگونه از اطلاعات سابق بهره ببريم و چگونه اطلاعات را به صورتي ساختارمند در پژوهش خود استفاده کنيم. در اين فصل مفهوم پيمايش در علوم انساني در دو مفهوم سنجش (كمي) و ارزيابي (كمي/ كيفي) تقسيمبندي ميشود. در پيمايش- سنجش، شيوههاي كميتسازي، اندازهگيري مقياسي و اندازهگيري با نمودار و جدول را نشان ميدهيم. در پيمايش- ارزيابي نيز تكنيكهاي انجام مصاحبه، پرسشنامه و مشاهدات ميداني توضيح داده ميشود. در پايان اين فصل نيز شيوههاي بخشبندي، فصلبندي، پاراگرافنويسي و رفرنسنويسي توضيح داده ميشود.
Instagram
66958225
info@mokhatabbook.com
تماس با ما
بالا برو